سامانسامان، تا این لحظه: 5 سال و 26 روز سن داره

سامان جان به چشمان مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را

جان منی از این عزیزتر نمی شود....

تشکیل شدن قلب

فندوق مامان امروز رفتم پیش خانم دکتر منو سونوگرافی کردن و گفتن قلب جنین تشکیل شده خدایا شکرت قربون قلب مهربونت برم. من و بابایی و داداشی عاشقتیم زودتر بیا🤗 ...
10 شهريور 1397

دلنوشته

یک چیزهایی هیچوقت عادی نمیشود بچه دار شدن مثل یک جادوست مثل افسانه اي شیرین و عجیب‌وغریب کـه سخت میشود باورش کرد آخر چطور می‌شود یک دفعه مادر شد همین کـه نخستین بار نقطه اي تپنده را نشانت میدهند و میگویند این بچه شماست، همه ی چیز تغییر می‌کند دستت را می‌گذاری روی شکم ات و حس میکنی از هم اکنون باید قویتر باشی. این روز ها پر از همهمه ی با تو بودن هستم 😘😘😘😘 ...
4 شهريور 1397

چهار نفره شدنمون مبارک

عکس بابایی در حال غواصی و خوشحالیش از اینکه چهارنفره شدیم😍 چهار نفره شدنمون مبارک امروز صبح فهمیدیم خدا یه نی نی بهمون داده و خانواده ی مهربونمون و چهارنفره کرده فندوق مادر قربونت برم الهی نمیدونی چقدر ما رو خوشحال کردی، از داداشت که نگم یکی از ارزوهای بزرگش براورده شد  ما سه تا قشم بودیم اونجا فهمیدیم و لذت سفرمون رو چند هزار برابر کردی♥ لذتی برتر از این نيست كه جوانه ای در درونت بپرورانی و از آنگاه که قدمهای لرزانش را به این دنیا می گذارد فرشته نجاتش شوی و نیازهای کودکانه اش را با دل و جان برآوری و روزی نه چندان دور از آن زمان که شیره جانت را شبانه خسته و ناتوان در دهانش می نهی یا دست و پاهای ظریف و ناتوانش ر...
23 مرداد 1397